دسته بندی مطالب
خدمات الکترونيک
آب و هوا و اوقات شرعی
خبرخوان (Rss-Reader)
فتوگرافی


مهندس حسین اسماعیل احمدی

شهردار کرکوند

ورود اعضا

نام کاربری:  
گذرواژه:  
پيوندها
صفحه اصلی > مشاهده جزئيات
مشاهده جزئيات
عدالت و پيشرفت
دسته بندی: دسته بندي آموزش شهروندي 1
شرح:

تولید تعاریف کاربردیِ اسلامی ؛ راه تحققِ "عدالت و پیشرفت توأمان"

در نوشته‏های گذشته مباحثی در ضرورت "تبیین هدف"، "ترسیم جاده" و "تعیین ماشین" برای گفتمان دهه چهارم انقلاب اسلامی مطرح گردید. اگر درمورد "عدالت وپیشرفت توأمان" که هدف دهه چهارم انقلاب است ، تبیین روشنی ارائه نگردد ممکن است مفاهیمی که در حوزه های مختلف از عدالت وپیشرفت ارائه شده است در افکار جامعه نهادینه شود و زمینه انحراف جامعه ازهدف محوری این دهه را ایجاد نماید.

اگر هدف دهه چهارم انقلاب به  خوبی  تبیین نشود ممکن است در عمل به نقطه دیگری برسید. در اصول دین، یکی از اصول عدل است، در اصول دین راجع به عدالت باری تعالی مباحثی مطرح می شود. در رساله های مراجع محترم تقلید ازعدالت در امام جماعت و مراجع تقلید بحث شده است. در اجلاسهای جهانی شدن اقتصاد، "حزب سبزها" نسبت به عدم رعایت عدالت در اقتصاد جهانی اعتراض می کنند. حزب سبزها باقیمانده ی تغییر یافته کمونیستها هستند. در سمینارهای مجمع تشخیص مصلحت نظام- در موضوع چشم انداز 1404- صحبت از روشهای علمی تحقق عدالت در دنیای امروز می شود. اگر اهل مطالعات تخصصی باشید در  مبانی نظری برنامه چهارم توسعه، - تنظیم شده سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در دولت اصلاحات-  در برنامه چهارم  از برنامه های سند چشم انداز از عدالت بحث شده است. در مورد عدالت و پیشرفت در موارد مختلفی صحبت شده است. ولی شما باید به دنبال معنای عدالت و معنای پیشرفت در ادبیات انقلاب باشید. من شنیدم در یکی از این جلساتِ دانشگاهی بعضی از نخبگان کشور  اظهار داشته اند که  عمده بار عدالت و پیشرفت به عهده مسئولین نظام است؛ لکن اگر کسی کثرت مفاهیم مطرح شده در مورد عدالت و پیشرفت را در افکار عمومی جامعه مشاهده نماید حکم می کند که در دهه چهارم انقلاب  نخبگان حوزوی و دانشگاهی در تبیین معنای عدالت و پیشرفت از منظر ادبیات انقلاب مسئولیت سنگینی دارند.  در جدول شماره یک گفتمان ، که شرحش در جلسه اول ارائه شد وظیفه نخبگان حوزوی و دانشگاهی ،مردم و جوانان و مسئولین نظام بر اساس این مبنا پیشنهاد شده است.

در شرایط فعلی مسئولان نظام "مفهوم عدالت" و "مفهوم پیشرفت" را _به علت خلاء تئوریک نظام_ یه سمت کارشناسی موجود هدایت می کنند ومسئولیت این معنای غم انگیز مستقیما به عهده "نخبگان حوزوی و دانشگاهی" میباشد.  در شرایط فعلی بر ذهن بسیاری از نخیگان، کارشناسی "نظام سرمایه داری" حاکم است و برای تحقق آرمانهای انقلاب از ظرفیت "کارشناسی موجود" استفاده می شود و این در حالی است  که در کارشناسی موجود اساسا آرمانهای انقلاب غیر قابل تحقق و غیر علمی معرفی میگردند. در شراط فعلی مسئولین نظام با روش های خاصی مانند  سهام عدالت ویا سفرهای استانی سعی در جلوگیری از شکاف طبقاتی _که نتیجه کارشناسی نظام سرمایه داری است.-  دارند ولی همه اینها به نوعی برنامه هائی موقت و تسکین آور می باشند.

برنامه ریزی بلند مدت انقلاب برای"تحقق آرمانهای انقلاب" از مسیر تولید اندیشه های نو ؛ که متناسب با جهت گیری اسلامی انقلاب هستند خواهد گذشت. اگر استانداردهای کارشناسی موجود مبنای عمل  انقلاب قرار گیرد به تدریج در کارشناسی موجود منحل می شویم. در مورد همه شعارهای انقلاب این معنا در حال تحقق است. به عنوان مثال مسئولین در برنامه ریزی برای جنبش نرم افزاری به سوی تنظیم" نقشه تکنولوژی برتر" -که  در هماهنگی با "ادبیات توسعه غربی" قرار دارد.- تمایل پیدا کرده‏اند.

تحقق جنبش نرم افزاری برای کشور یک ضرورت است. دانشگاه وظیفه اصلی اش معادله سازی وتولید علم است. ولی دانشگاه باید بتواند نیازهای علمی استقلال کشور را حل کند  و از انحلال انقلاب در مدرنیته جلوگیری نماید. در مورد شعار"حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف" هم تفسیرهای کارشناسی موجود نمی تواند کارگشا باشد.

در نوشته پیش بحث شد که برای تحقق عدالت و پیشرفت تعاریف عرفی کارائی ندارند!

برای تحقق آرمان‏های انقلاب ما نیاز به تعاریف تخصصی داریم. در دنیای علمی، تعاریف تخصصی مبتنی بر" منطق صوری" در عرصه تحقق کارائی ندارند و به اصطلاح تعاریفی نظری میباشند. تعاریف تخصصی مبتنی بر "منطق مجموعه‏نگر" کاربری می‏باشند ولی این معادلات  مبتنی بر پیش‏فرض‏های ضد اسلامی شکل گرفته اند. بنابراین برای تحقق  "عدالت وپیشرفت توأمان"  نیازبه تعاریف کاربردیِ اسلامی داریم و این مهم با به کارگیری "منطق تکاملی"  در جامعه علمی کشور امکان تحقق دارد.

ممکن است کسی بگوید تعاریف کاربردی چه فرقی با تعریف نظری دارند؟ در قالب یک مثال سعی می‏کنم ویژگی‏های اساسی  تعریف کاربردی را روشن کنم. اولین ویژگی تعریف کاربردی این است ؛ که تألیفی می‏باشد. اگر شما با فن فیلم نامه‏نویسی آشنا باشید متوجه می‏شوید که در نوشتن یک فیلم نامه نظامی ازمفاهیم به کار گرفته می شوند. در بعضی از سریال‏ها برای اینکه یک پیام به مخاطب انتقال پیدا کند صدها مفهوم به عنوان مقدمه در قالب دیالوگ‏ها، صحنه‏آرایی و... مطرح می‏شود که انتقال پیام فیلم بدون توجه به این مفاهیم غیر قابل امکان است. در مثال سینما نقش ترکیب مفاهیم برای انتقال یک پیام به مخاطب ملموس و قابل درک می باشد. پس اولین ويژگی تعریف کاربردی تألیفی بودن این تعاریف است. اگر به مفهوم تألیف مفاهیم در مرحله تحقق توجه کنید دومین ويژگی تعاریف کاربردی هم واضح می شود. در مثال سینما بحث در این بود که چگونه مجموعه ای ازمفاهیم در انتقال یک پیام نقش ایفا میکنند ولی در مرحله تحقق صحبت از چگونگی تحقق عینی نظامی ازمفاهیم برای تحقق یک موضوع می باشد. در مرحله قبل با ترکیب مجموعه ای از مفاهیم قصد انتقال پیامی را داشتید!  ولی در مرحله چگونگی بحث از ملاحظه تدریجی نظامی از مقدمات برای تحقق عینی یک موضوع می باشد. مانند مراحل ساخت یک ساختمان که به تدریج موضوعاتی به یکدیگر اضافه می‏شوند تا یک ساختمان ایجاد شود. تعاریف کاربردی به تعاریفی گفته می‏شوند که بر مبنای آن می‏توان برای تحقق یک موضوع در عینیت برنامه ریزی کرد. درك كاربردي علاوه بر تألیفی بودن، برای تحقق هم کارآمدی دارند ولی درک نظری فقط  برای توصیف کارآمدی دارد.

بنابراین موضوع جلسات ما چگونگی تحقق گفتمان عدالت و پيشرفت  است! و نمیخواهیم عدالت و پیشرفت را توصیف کنیم.

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که ما باید به تعاریف کاربردیِ اسلامی  دست بیابیم. به عبارت دیگر ما نمی‏توانیم تعاریف کاربردی غربی را به کار بگیریم ،زیرا تعاریف کاربردی غربی برای تحقق اهداف خاصی تولید شده اند و در بطن این تعاریف کاربردی، مفهومِ خاصی از  انسان، جامعه و تاریخ و... که به صراحت با تعاریف اسلام ازاین موضوعات در تعارض است. پیش فرض گرفته شده است. بنابراین باید توجه داشت که در اداره جامعه ما نمی توانیم به معادلات سکولار اتکا کنیم ، اگرچه تمامی این معادلات کاربردی هستند.

ما برای تحقق "عدالت وپیشرفت توأمان"  و سایر آرمان‏های انقلاب نیاز به تولید تعاریفِ کاربردیِ اسلامی داریم. برای تببین اجمالی بحث تأثیر مفاهیم اسلام در منتجه ترکیب مفاهیم مثال بسیار ساده‏ای را مطرح می‏کنم:

" مفهوم ذبح" را اگر بخواهيد تصور بكنيد بايد مفاهیمِ چاقو، گاو ، قصاب، استقبال قبله، ابتدا به بسم الله و مسلمان بودنِ قصاب را تصور کنید. اگر برخی ازاین شرایط رعایت نشود  محصول کار تذکیه حیوان نخواهد شد، بلکه محصول کار میته‏ای غیر قابل استفاده می‏باشد. البته ممکن است کودک، که درکی ازشرایط ذبح ندارد فرقی بین سر بریدن و ذبح نگذارد! ولی در واقعیت پیش فرض‏های دینی در منتجه کار، اثر خاص خود را دارند.

در موضوع "عدالت وپیشرفت توأمان" هم باید تعاریف اسلام از انسان، جامعه، تاریخ و... در تعریف کاربردی از این موضوع اخذ گردند که در جلسات آینده به تبیین نظام مفاهیم ِ حاکم بر "عدالت و پیشرفت توأمان" از منظر اسلام خواهیم پرداخت.


اشتراک اين صفحه در شبکه های اجتماعی: